مقدمه
استفاده از بمب هستهای بهعنوان ابزار تمامکننده و نقطه نهایی، از سال ۱۹۴۴ (جنگ جهانی اول) توسط امریکا عملیاتی شد. آمریکا تلاش کرد در یک جنگ شناختی که پایه آن در استفاده از بمب هستهای در هیروشیما و ناکازاکی بود، انگاره تمام کنندگی بمب هستهای را به جامعه جهانی القا کند. حال آنکه در ژاپن هم، بمب هستهای نه پیش از اتمام جنگ، که پس از تسلیم ژاپن در برابر بلوک آمریکایی مورد استفاده قرار گرفت. یعنی بمب هستهای حتی در همان نقطه از تاریخ هم خاصیت تمامکنندگی نداشت و دقیقاً نمیتوان حدس زد که اگر ژاپن پیش از بمب هستهای تسلیم نشده بود، آیا کاربست آن میتوانست به پایان جنگ جهانی دوم بیانجامد یا خیر!
راهبرد امام شهید در مسئله بمب هستهای
مجموعه مفاهیم برگرفته از بیانات امام شهید در زمینه استفاده از بمب هستهای بیانگر این مسئله است که طبق دیدگاه ایشان ما نیازی به ساخت بمب هستهای نداریم و حتی برای نابودی رژیم یا هر دشمنی دیگر از آن استفاده نخواهیم کرد. از تحلیل فحوای فرمایشات امام شهید میتوان دریافت که ایشان در برابر انگاره تمامکنندگی هستهای قیام کردهاند.
ایشان فروپاشی اسرائیل را بهعنوان یک سنت تاریخی الهی معرفی کردند. سنتی قطعی و بهنحوی اعجابانگیز، زمانمند.
در نگاه ایشان طلیعه این شکست از سالها قبل پدیدار شده و شکستن ستون فقرات رژیم در حال رخ دادن است. اما مسئله این است که این شکست، با استفاده از کدام ابراز تمامکننده انجام خواهد شد؟ اگر بمب هستهای، عنصر تمامکننده است، چطور کشوری که این بمب را ندارد میتواند دارنده آن را شکست دهد؟ این تنها در صورتی رخ میدهد که یک عنصر تمام کننده برتر وجود داشته باشد.
بروز درگیریهای منطقهای جبهه مقاومت با آمریکا و اسرائیل، قیام حرکتهای آزادیبخش درون فلسطین، ازهم گسیختگی ساخت اجتماعی رژیم، اعتراضات جهانی روزافزون به جنایتهای رژیم و آمریکا، نفرت جهانی از رژیم و حتی آمریکا در میان مردم دنیا، اعتراض مردم دنیا نسبت به دولتها و ساختارهای مدیریت جهانی و حتی اعتراض خود ساکنان مناطق اشغالی، و حرکتهای جهانی همانند صمود و پیامدهای گسترده اجتماعی آن قطعات پازلی هستند که در کنار هم قرار دادن آنها میتواند فرایند اضمحلال و نابودی رژیم را به خوبی نمایان کند.
مجموعه این اتفاقات از یک بیداری جهانی علیه شیطان بزرگ حکایت میکند. بعثتی که رهبر شهید در اواخر عمر دنیایی خود آن را وعده کردند. این بعثت در ایران، جبهه مقاومت و کل دنیا در حال رخ دادن است. شکست رژیم در این بعثت تاریخی در حال رقم خوردن است و عنصر تمام کننده برتر، این بعثت جهانی است. شکست رژیم طی این سنت تاریخی رخ میدهد و نخبگان و سردمداران رژیم و امریکا این مسئله را خوب میدانند!
اگر چنین است، چرا آمریکا و اسرائیل اقدام به حمله به ایران کردهاند؟
اقدامات اسرائیل و آمریکا در این شرایط تاریخی، همچون دست و پازدن در مرداب است. عملی که غرق شدن را تسریع میکند. بااینحال، فرد نادانی که در حال مرگ است را نمیتوان از دستوپازدن نهی کرد. ورود آمریکا و اسرائیل به جنگ رمضان، همانند ورود آنها به جنگ ۱۲ روزه و همانند ارتکاب جنایت توسط آنها در غزه و لبنان و یمن، منجر به آشکار شدن ماهیت آمریکا و اسرائیل میان مسلمانان، مردم دنیا و حتی مردم خودشان میشود و عدم وجاهت قانونی و موجودیتی رژیم را برای ملتها و مردم دنیا بیش از پیش آشکار مینماید. لذا بعثت عمومی علیه جریان سلطه را تسریع و تقویت میکند. آمادگی دفاعی گسترده ایران و متوقف کردن آمریکا و اسرائیل در مرزهای دفاعی زمینی و دریایی در ۱۰۰۰ کیلومتری ایران، اشغال ایران و شکست جمهوری اسلامی را به پدیدهای غیرممکن در افکار عمومی تبدیل کرده و حملات هوایی دشمنان به ایران را به عنوان یک تراژدی جهانی معرفی میکند. از این روست که به تدریج اعتراضات جهانی نخبگان و به مرور زمان، اعتراضات عمومی را در قارههای مختلف رقم خواهد زد.
تحلیل رفتار رژیم برای استفاده از بمب هستهای
بمب هستهای نه در جنگ جهانی دوم و نه در هیچکجای تاریخ، نقش پایانبخش را ندارد. هرچند تفکر رایج بر این تمام کنندگی است. رفتار جمهوری اسلامی ایران در نتیجه تربیت الهی امام شهید، افسانه تمامکنندگی بمب هستهای را به چالش کشیده و اذهان مردم دنیا را نسبت به خیالی بودن این افسانه آگاه خواهد کرد. مردم دنیا در حال فهم این موضوع هستند که آنچه تعیینکننده است، قدرت هستهای نیست.
فرض کنید رژیم و آمریکا همه بمبهای هستهای را بر سر ایران فرود آورند و ایران را به خاکستر تبدیل کنند. آیا انبعاث جهانی علیه کفر متوقف میشود؟ به نظر میرسد که این استفاده، پایان بخش تاریخ خود آمریکا و اسرائیل است. چرا که دنیا وجود چنین غدههایی را تحمل نخواهد کرد. اعتصابهای جهانی، اعتراضات پیاپی، آشوبهای بیوقفه و … جریان اقتصاد و سیاستورزی را مختل میکند و اگر مقدمهای بر یک جنگ آخرالزمانی هستهای نشود، قطعاً فروپاشی نظام کفر را بهدنبال خواهد داشت.
استفاده از هستهای، اگر جزئی باشد، جبهه مقاومت همه ملاحظات را کنار خواهد گذاشت و خاک سرزمینهای اشغالی را به توبره خواهد کشید و اگر کلی باشد، دنیای بدون اسرائیل را به زودی رقم خواهد زد.
با این اوصاف آیا اسرائیل چنین تصمیمی خواهد گرفت؟ بهلحاظ الهیاتی اگر یهود این اتفاق را پایان خود ببیند، ممکن است این تصمیم را بگیرد که دیگری را هم با خود نابود کند. اما معارف ما و البته خود یهود میگوید سرنگونی رژیم، سرنگونی نهایی یهود نیست و یهود به زیست خود حتی پس از منجی هم ادامه میدهد. پس استفاده کلی از بمب هستهای توسط رژیم با مبنای امکان نابودی یهود رخ نخواهد داد.
اما استفاده جزئی چطور؟ چنانچه نخبگان صهیون دریابند که این استفاده، تسریع در سقوط را بهدنبال دارد، از آن استفاده نمیکنند. لذا بسته بهشدت انبعاث جهانی و ملی در اینباره تصمیم خواهند گرفت. تلاش صهیونیستها برای خالی کردن خیابانهای ایران در این مسیر در حال رخ دادن است. با کاسته شدن شدن انبعاث و حضور مردم، امکان استفاده از هستهای بهصورت جزئی فراهم میشود. لذا حضور مردم در خیابانهای ایران و دنیا مانع اصلی این استفاده است. از این روست که بخش عمدهای از دکترین دفاعی ایران باید مصروف به حضور جهانی مردم در خیابانها باشد. این حضور میتواند با حضور مردم در خیابانهای کشورهایی چون لبنان، پاکستان، هندوستان و ... تسریع شود و بسامدی جهانی پیدا کند.
تحلیل رفتار امریکا برای استفاده از بمب هستهای
با توجه به اقدامات صورت گرفته توسط امریکا در سالهای اخیر، پرده از چهره نظام سلطه غربی و در رأس آن امریکا برداشته شده و امریکا دیگر آن وجاهت قانونی سابق را ندارد و حتی برای مردم دنیا نفرتانگیز شده است. لذا دیگر نمیتواند ادعا کند که با استفاده از بمب هستهای علیه ایران، درصدد رفع یک تهدید جهانی است. امریکا در صورت استفاده از بمب هستهای علیه ایران، روی اسرائیل قمار میکند. قماری که با تسریع حملات جبهه مقاومت و خیجاد خیزشهای جهانی سیاسی و مردمی منجر به تسریع فروپاشی رژیم میشود و وجاهت خود در دنیا را با سرعت بیشتری از دست خواهد داد. امریکا بهدلیل قرار گرفتن در کنار رژیم در تمام جنایات این رژیم، توانایی و امکان توجیه افکار عمومی ملتها و دولتها برای این جنایت خود را نخواهد داشت. از سوی دیگر همانگونه که اشاره شد، در اینصورت ابزار تمام کننده بودن بمب هستهای نیز از دست او خارج میشود؛ ابزاری که سالها با کار رسانهای و افکارسازی درصدد القای آن بودهاند.
اما استفاده آمریکا از بمبهای هستهای تاکتیکی بر سر بعضی از تاسیسات هستهای ایران به منظور خروج ظاهرا آبرومند از بحرانی جهانی که با حماقت ترامپ وارد آن شد امری محتمل است. استفادهای که کمترین کشتار را به دنبال داشته باشد و ترامپ بتواند با موج سواری بر آن خود را موقتا به عنوان ناجی دلسوز معرفی کند.
نتیجهگیری
عنصر تمام کنندهای که رهبر شهید سالها در نظریهسازی و عملیاتی کردن آن در سطح جبهه مقاومت و دنیا عمر شریفشان را مصروف کردند، بعثت اجتماعی بود. این بعثت در حال رخ دادن است و نظریه رقیب و برتر نسبت به نظریه بمب هستهای است. انبعاث اجتماعی، در حال نشاندادن برتری خود بر بمب هستهای است و همه اتفاقات تاریخی در جنگ رمضان و تغییرات ژئوپولتیک آینده را رقم خواهد زد؛ انشاءالله.
نویسندگان:
دکتر حمیدرضا مقصودی؛ عضو هیات علمی دانشگاه قم
دکتر مهدی رعایایی؛ مدرس دانشگاه و پژوهشگر اندیشکده قصد
دیدگاه خود را بنویسید