گزارش آینده‌پژوهی تبیینی

 «پیامدهای سازش و مقاومت از دیدگاه شهید خامنه ای»

مقدمه

در شرایط حساس کنونی که آمریکا و رژیم صهیونیستی با تجاوز آشکار نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران، جنگی تمام‌عیار را علیه ملت بزرگ ایران آغاز کرده‌اند، کشور در یکی از سرنوشت‌سازترین پیچ‌های تاریخ معاصر خود قرار گرفته است. این جنگ تنها یک درگیری نظامی ساده نیست، بلکه نبردی همه‌جانبه برای تعیین سرنوشت یک ملت و آینده یک تمدن بزرگ است. دشمن با بهره‌گیری از همه ابزارهای اقتصادی، رسانه‌ای، روانی و نظامی خود به میدان آمده تا اراده آهنین ملت ایران را در هم بشکند و این سرزمین کهن را بار دیگر به استعمار خود درآورد اما وعده خدا و امام شهید ما این است که «هرجا ملّتها حرکت کنند، ایستادگی کنند، صبر و مقاومت نشان بدهند، پیروزی قطعی است؛ همه‌جا همین‌جور است.[1].»

ملت ایران در طول 47 سال گذشته بارها ثابت کرده است که هرگاه با تهدیدی مواجه شده، با اتحاد و ایستادگی خود، آن را به فرصتی برای پیشرفت و تعالی تبدیل کرده است. امروز نیز ملت ما در آزمونی بزرگ دیگر قرار دارد؛ آزمونی که نتیجه آن می‌تواند ایران را به ابرقدرت بلامنازع منطقه تبدیل کند یا متأسفانه آن را به سرنوشتی تلخ دچار سازد که به تعبیر رهبر شهید انقلاب اسلامی «ملتهای اسلامی به برکت اسلام میتوانند در مقابل تسلط غرب، در مقابل تکبر دولتهای غربی، در مقابل سلطه‌ی ظالمانه‌ی دولتهای غربی، در مقابل استثمار و استکبار دولتهای غربی بایستند و غرب مجبور به عقب‌نشینی است[2]» و انتخاب با ماست و این یادداشت تلاش دارد با نگاهی علمی و تبیینی، تصویری شفاف از دو مسیر پیش رو ترسیم کند.

در این نوشتار، ابتدا پیامدهای مقاومت و پیروزی جمهوری اسلامی ایران را بررسی می‌کنیم؛ از تبعات سنگین آن برای اقتصاد غرب و آمریکا گرفته تا دستاوردهای عظیم آن برای ملت ایران و جبهه مقاومت می‌گوییم و سپس تصویری هشداردهنده از آینده‌ای ترسیم می‌کنیم که در صورت شکست و سازش بدون تنبیه متجاوز در انتظار ماست. هدف آن است که با آگاهی کامل، راه درست را انتخاب کنیم و بدانیم که ایستادگی، تنها گزینه پیش روی ملت‌های آزاده است و این را هم بدانیم که «آمریکا در سوریه شکست خورد، آمریکا در عراق شکست خورد، آمریکا در لبنان شکست خورد، آمریکا در قضیه‌ی فلسطین شکست خورده است، آمریکا در غزّه شکست خورده است، آمریکا در تسلّط بر مسائل افغانستان و پاکستان شکست خورده است، در بین آن ملّتها منفور است؛ در خارج از این منطقه هم همین‌طور است؛ آمریکا در اوکراین شکست خورده است؛ سالهای متمادی است شکست پشتِ سرِ شکست[3]!»

پیامدهای تلخ و سنگین مقاومت و پیروزی ایران برای اقتصاد اروپا و آمریکا

فروپاشی اقتصادی و تلفات انسانی گسترده در اثر بحران انرژی و معیشتی

بنابر فرمایش امام شهید «استكبار و قدرتهای استكباری میدانند كه رگ حیاتشان به نفت و گاز وابسته است. آن روز كه قدرت‌های استکباری نتوانند این نفت ارزان را به دست بیاورند، آن روز كه مجبور باشند برای تهیه‌ی نفت و گاز امتیاز بدهند و از زورگوئی دست بردارند، آن روز برای آنها مصیبت‌بار است[1].»

اکنون نیز نزدیک به 200 میلیون نفر فقیر، گرسنه و بیخانمان اروپایی و آمریکایی طبق منابع رسمی آماری در شرایطی قرار دارند که در هر ماهی که جنگ ادامه یابد، صدها هزار شهروند اروپایی و آمریکایی جان خود را از دست خواهند داد؛ نه بر اثر اصابت موشک و گلوله، بلکه قربانی سرمای کشنده زمستان، گرمای طاقت‌فرسای تابستان، گرسنگی ناشی از نبود مواد غذایی، بی‌خانمانی و کمبود مطلق اقلام اساسی خواهند شد. این آمار هولناک به این معناست که در خیابان‌های لندن، پاریس و نیویورک، به غیر از فقرا، حتی مردمی که تا دیروز در رفاه زندگی می‌کردند، امروز برای یک قرص نان صف می‌کشند و در پیاده‌روها جان می‌سپارند. میلیون‌ها نفر دیگر نیز زیر بار فشار طاقت‌فرسای اقتصادی له می‌شوند، خانه‌های خود را از دست می‌دهند و به آوارگانی سرگردان تبدیل می‌شوند که هیچ دولتی توانایی پشتیبانی از آنان را ندارد. این صحنه‌های دلخراش، فریاد اعتراض را از دل جامعه غرب به آسمان بلند خواهد کرد و دولت‌های متجاوز را ناچار به عقب‌نشینی از مواضع جنگی خود خواهد ساخت همانطور که سال ها قبل امام شهید انقلاب اسلامی عنوان داشتند که «مشکلات اصلی، امروز گریبان خود غربی‌ها را گرفته. الان یکی از مسائلی که در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در درجه‌ی اول مطرح است، مشکلات اقتصادی است؛ مردم بیچاره‌اند، گرفتارند، طبقات ضعیف در آنجا دارند پامال میشوند. این جنبش ۹۹ درصدی که گفته شد، یک واقعیت است؛ البته سرکوب میکنند. گرفتار اقتصادی، کشورهای آنهایند؛ آن وقت اینجا به کمتر از آن، به کوچکتر از آن، آنها ابراز خوشحالی میکنند[2]!»

 بحران جهانی مواد غذایی و نابودی کشاورزی غرب

تنگه هرمز تنها یک آبراه نیست، بلکه یکی از مهمترین شاهرگ‌های حیاتی اقتصاد و گلوگاه‌های اصلی تأمین مواد اولیه کشاورزی جهان به شمار می‌رود. با توقف صادرات ۳۵ درصد اوره و ۴۵ درصد گوگرد جهان از این آبراه راهبردی، ناگهان زنجیره تأمین غذای میلیاردها انسان در سراسر جهان فرو خواهد پاشید. کشاورزی مدرن اروپا و آمریکا که به این نهاده‌ها وابستگی مطلق دارد، در عرض چند ماه با نابودی کامل روبه‌رو خواهد شد؛ مزارع سرسبز به بیابان‌های خشک تبدیل می‌شوند و انبارهای غلات خالی می‌مانند. قفسه‌های فروشگاه‌های زنجیره‌ای در غرب خالی می‌شود و مردم برای تهیه ساده‌ترین مواد غذایی با جیره‌بندی مواجه خواهند شد؛ بحرانی غذایی که چنان زانوی غرب را به زمین می‌آورد که خود آنان پیش از ایران، خواهان پایان جنگ می‌شوند.

سقوط بازارهای مالی و پایان هژمونی دلار

بازارهای مالی جهان موجوداتی زنده و به شدت ترسو هستند که با کوچکترین زمزمه ناامنی، دچار شوک و فروپاشی می‌شوند. به ازای هر هفته جنگ، هزاران میلیارد دلار از ارزش بازارهای سهام، اوراق قرضه و دارایی‌های کاغذی در نیویورک، لندن و توکیو آب می‌شود؛ فروپاشی مالی‌ای که زلزله‌ای مهیب در معادلات اقتصادی جهان ایجاد خواهد کرد. مهم‌تر از همه، این بحران اعتماد، کاهش آنی و بی‌سابقه ارزش دلار را به دنبال دارد؛ ارز کاغذی که سال‌ها با زور اسلحه بر گرده اقتصاد جهان سوار شده بود، ناگهان در برابر چشمان حیرت‌زده جهانیان به توده‌ای کاغذ بی‌ارزش تبدیل می‌شود. در مقابل، ارزش‌های ذاتی اقتصادی مانند طلا، نقره، انرژی و کالاهای راهبردی جایگزین دلار می‌شوند و نظم نوین اقتصادی بر اساس واقعیت‌های فیزیکی شکل می‌گیرد.
این اتفاق به صورتی است که در اولین روز بازگشایی بازارهای مالی پس از شروع جنگ جمهوری اسلامی ایران با محور جنایتکار آمریکایی-صهیونی اکثر بورس‌های جهان سقوط کردند به طوری که شاخص بورس کاسپی کره جنوبی با 12% ریزش بزرگترین سقوط تاریخ خود را تجربه نمود و سایر بورس‌های خارجی نیز به صورت میانگین 3 الی 4 % ریزش را تجربه نمودند و بیش از 1000 میلیارد دلار زیان اقتصادی فقط ناشی از سقوط بورس‌های دنیا فقط در روز اول بازگشایی پس از جنگ اتفاق افتاد و با افزایش سطح تنش و درگیری و استمرار بسته بودن تنگه هرمز این فاجعه عمیق تر و گسترده‌تر نیز خواهد شد.

آرزوی یک لیوان آب شیرین برای ساکنان کشورهای حاشیه خلیج فارس

یکی از جنایت‌های جنگی خلاف حقوق بشر که علیه جمهوری اسلامی ایران صورت پذیرفت، حمله به تاسیسات آب شیرین در جزیره قشم بوده است. اما خوب است بدانیم که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس که این روزها با تمام امکانات خود از متجاوزان حمایت می‌کنند، روی مخازن عظیم نفت و گاز نشسته‌اند اما برای یک قطره آب آشامیدنی به تأسیسات شکننده آب‌شیرین‌کن وابستگی کامل دارند. این تأسیسات که در چند کیلومتری ساحل قرار گرفته‌اند، با کوچکترین حملات هدف‌مندی از کار می‌افتند و میلیون‌ها نفر در ریاض، دبی، دوحه و منامه با صحنه هولناک «تشنگی در دل ثروت» روبه‌رو خواهند شد. آن‌گاه که شیرهای آب خشک شوند، نه پول به کار می‌آید و نه قدرت؛ مردمی که تا دیروز در برج‌های بلند با کولرهای روشن زندگی می‌کردند، برای یک بطری آب با یکدیگر می‌جنگند. این صحنه دلخراش، کشورهای عربی را وادار خواهد کرد که پیش از نابودی کامل، دست از حمایت از جنگ بردارند و به صف خواهان پایان درگیری بپیوندند و این فقط به تصمیم نیروهای مسلح غیور جمهوری اسلامی ایران نیاز دارد تا ظرف کمتر از 24 ساعت تمام تاسیسات آب شیرین این کشورهای متجاوز به دوران قبل از عصر جاهلیت باز گردد.

افزایش نجومی قیمت نفت و گاز و فلج شدن صنعت غرب

نفت و گاز خون در رگ‌های صنعت مدرن هستند و قطع این شریان‌ها، فلجی کامل را برای اقتصادهای بیمار و شکننده کشورهای غربی به دنبال خواهد داشت. با گسترش دامنه جنگ و ناامنی در منطقه خلیج فارس، قیمت نفت و گاز حداقل تا ۴۰۰ درصد افزایش می‌یابد؛ رقمی بی‌سابقه در تاریخ اقتصاد که زلزله‌ای در معادلات انرژی جهان ایجاد می‌کند. مردم اروپا در زمستان‌های سرد، در خانه‌های یخ‌زده خود می‌لرزند و کودکان و سالمندان یکی پس از دیگری قربانی سرمای کشنده می‌شوند. بخش بزرگی از کارخانه‌های اروپا و آمریکا تعطیل می‌شود، دود از کارخانه‌ها بلند نمی‌شود و میلیون‌ها کارگر بیکار شده به خیابان‌ها می‌ریزند تا علیه دولت‌هایی که کشورشان را به خاطر منافع صهیونیستی وارد این جنون جنگی کرده‌اند، فریاد اعتراض سر دهند.

فواید مقاومت و پیروزی ایران برای اقتصاد و آینده جمهوری اسلامی ایران و منطقه غرب آسیا

جبران چندبرابری خسارت‌های جنگ و افزایش رفاه عمومی

با افزایش بی‌سابقه قیمت نفت و گاز در پی ناامنی‌های منطقه‌ای، درآمدهای ارزی ایران به گونه‌ای تصاعدی افزایش خواهد یافت که تمام خسارت‌های احتمالی جنگ در کمتر از هشت ماه جبران می‌شود. این درآمدهای سرشار نه تنها بازسازی سریع زیرساخت‌های آسیب‌دیده را ممکن می‌سازد، بلکه سفره مردم نیز از برکت این پیروزی پربرکت خواهد شد. رفاه اقتصادی روزافزون به خانه‌ها بازمی‌گردد و ایرانی که سال‌ها زیر بار تحریم‌ها مقاومت کرده بود، حالا ثمره صبر و ایستادگی خود را در قالب اشتغال گسترده و خدمات عمومی بی‌نظیر خواهد چشید.

ایجاد امنیت اقتصادی و رونق سرمایه‌گذاری خارجی در نتیجه خروج پایگاه‌های آمریکا از منطقه

بنابر فرمایش امام شهید انقلاب اسلامی « امنیّت منطقه‌ی خلیج‌ فارس منفعت مشترک کشورهای خلیج‌ فارس است؛ ما کشورهای حول‌وحوش خلیج‌ فارس منفعت مشترکی داریم، ما همسایه‌ایم، امنیّت اینجا به نفع همه‌ی ما است؛ اگر خلیج فارس امن باشد، همه‌ی ما از این امنیّت استفاده میکنیم و اگر ناامن باشد، برای همه ناامن است؛ خلیج فارسِ ناامن، برای همه ناامن خواهد بود؛ [امّا] آن کسانی که باید این امنیّت را حفظ کنند، کسانی هستند که خلیج فارس مال آنها است، متعلّق به آنها است، خانه‌ی آنها است؛ آمریکا چه‌کاره است که بیاید اینجا درباره‌ی مسائل خلیج‌ فارس اظهار نظر بکند، یارگیری بکند. آنها دنبال امنیّت نیستند، دنبال منافع خودشان هستند و [اگر] لازم بدانند یک نقطه را ناامن کنند میکنند و از ناامن‌کننده حمایت میکنند[1].» با خروج پایگاه‌های نظامی آمریکا از منطقه و تضعیف بی‌سابقه رژیم صهیونیستی، امنیت پایدار و واقعی در منطقه خلیج فارس برقرار می‌شود؛ امنیتی که سال‌ها آرزوی تجار و سرمایه‌گذاران منطقه‌ای بود. در چنین فضایی، سرمایه‌گذاران خارجی با خیالی آسوده به ایران می‌آیند و قراردادهای کلان اقتصادی جای تفنگ‌های آمریکایی را می‌گیرد. بنادر ایران به مرکز تجارت منطقه تبدیل می‌شود، منطقه آزاد تجاری با کشورهای همسایه رونق می‌گیرد و ایران به هاب اقتصادی غرب آسیا بدل می‌گردد. «دشمن میداند که شرط سرمایه‌گذاری و ایجاد ثروت، امنیت است و نمیخواهند سرمایه‌گذاری و ایجاد ثروت در این منطقه انجام بگیرد، لذا سعی خواهند کرد با امنیت مقابله کنند. سعی میکنند امنیت را به هم بزنند. البته این را هم با اطمینان کامل به شما بگویم که نیروهای مؤمن و وفادار جمهوری اسلامی به کمک همین مردم و همین جوانها با عوامل ناامنی بشدت برخورد خواهند کرد و هرگونه مجال ناامنی را به لطف الهی از آنها خواهند گرفت .» پیروزی در این جنگ، جایگاه ایران را در معادلات جهانی تثبیت می‌کند و این ثبات، زمینه‌ساز رشد اقتصادی پایدار برای ۲۰ تا ۵۰ سال آینده خواهد بود. قراردادهای بلندمدت نفتی و گازی، سرمایه‌گذاری‌های کلان در زیرساخت‌ها، انتقال فناوری‌های پیشرفته به کشور و تبدیل ایران به هاب انرژی منطقه، همگی نویدبخش دوره‌ای طلایی از رشد و توسعه است. فرزندان ما در دهه‌های آینده، با افتخار از این پیروزی تاریخی یاد خواهند کرد همانطور که امام شهید انقلاب اسلامی تاکید داشتند که «اقتصاد هم نیازمند امنیّت است؛ بنای اقتصادی کشور هم بایستی بر یک بنیاد امنی نهاده بشود. مشکل ما، مشکل تاریخی ما، مشکل بازمانده‌ی ما از دورانهای طاغوتی، وابستگی اقتصاد ما به نفت است؛ این موجب شده است که ما در زمینه‌ی مسائل اقتصادی، دغدغه‌ی امنیّت را در همه‌ی دورانها، زیاد داشته باشیم؛ قیمت نفت کم شد، زیاد شد، فروش نفت ممنوع شد، رفت‌وآمد نفت مشکل شد، فلان مشتری نفت پول ما را نداد. وقتی همه ‌چیز بر محور نفت در اقتصاد میچرخد، اقتصاد ناامن است؛ اقتصاد هم بایستی امن بشود.»

با تضعیف رژیم صهیونیستی و متحدان غربی آن، منابع سرشار نفت و گاز دریای مدیترانه برای اولین بار در اختیار کشورهای صاحب‌حق منطقه قرار می‌گیرد. لبنان، سوریه و فلسطین که سال‌ها از این منابع محروم بوده‌اند، حالا می‌توانند با همکاری ایران، استخراج و صادرات انرژی را آغاز کنند. خطوط لوله گاز از ایران تا سواحل مدیترانه امتداد می‌یابد و اروپا برای تأمین انرژی خود، به جای دشمنی با ایران، ناچار به دوستی و همکاری با تهران می‌شود.

قدرت نظامی ایران در این جنگ، برای همیشه معادلات را تغییر می‌دهد. کشورهای منطقه و فرامنطقه‌ای به خوبی درک می‌کنند که ایران نه تنها یک کشور قدرتمند، بلکه شریکی قابل اعتماد برای همکاری‌های بلندمدت است. هیئت‌های اقتصادی و سیاسی یکی پس از دیگری راهی تهران می‌شوند تا قراردادهای همکاری امضا کنند. از شرق آسیا تا آمریکای لاتین، همه به دنبال گسترش روابط با ابرقدرت جدید منطقه هستند.همچنین مسیر برای ارتباط امن اقتصادی با دنیا تازه باز شده و به تعبیر امام شهید انقلاب اسلامی ««ارتباط با دنیا» یعنی ارتباط با آفریقا، ارتباط با آمریکای لاتین، ارتباط با آسیا. آسیا منبع عظیم ثروت انسانی و طبیعی است، آفریقا هم همین‌جور[1].»

توقف نوسانات ارزی و افزایش ارزش پول ملی

بعد از فتنه و کودتای 18 و 19 دیماه امام شهید ما تاکید کردند که « گران شدن قیمت ارز خارجی بالا رفتن بی‌حساب ارز خارجی و عدم ثبات او، هی برود بالا و بیاید پایین، این طبیعی نیست این کار دشمن است.» و این فرمایش امام شهید نیز با اعتراف وزیر خزانه داری آمریکا مبنی بر اخلال عمدی در بازار ارز ایران و ایجاد آشوب در جمهوری اسلامی تکمیل و تایید شد. اما هنگامی که اقتصاد غرب به تحولات ایران وابسته شود و هر تصمیم تهران، بازارهای نیویورک و لندن را تکان دهد، نوسانات ارزی که سال‌ها گریبان‌گیر اقتصاد ما بود، برای همیشه پایان می‌یابد. دلار که تا دیروز با هر شایعه‌ای در بازار ایران جهش می‌کرد، حالا در سرزمین خودش بی‌ثبات و لرزان است. ارزش پول ملی ایران در برابر ارزهای خارجی افزایش می‌یابد و قدرت خرید مردم به گونه‌ای بی‌سابقه بالا می‌رود، تورم مهار می‌شود و سفره مردم بزرگ‌تر خواهد شد.

حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران

مهم‌ترین دستاورد این مقاومت، حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران برای همیشه است. ملتی که برای خاک خود می‌جنگد و خون می‌دهد، هرگز شکست نمی‌خورد و مرزهایش برای همیشه پایدار می‌ماند. این جنگ، وحدت ملی را چنان افزایش می‌دهد که دیگر هیچ دشمنی جرأت طمع به خاک ایران را ندارد. از ارس تا اروند، از خزر تا خلیج فارس، همه یکپارچه و متحد زیر پرچم ایران باقی می‌مانند همانطور که  رهبر شهید انقلاب پیشبینی کردند که «این ملت و جوانان این کشور باز هم به میدان خواهند رفت؛ باز هم دفاع خواهند کرد و نخواهند گذاشت به اسلام و تمامیت ارضی کشور لطمه‌ای وارد آید[1].»

رونق و سرعت پیشرفت علمی در حوزه‌های راهبردی اعم از هسته‌ای، فضایی و تسلیحاتی

در سایه امنیت و آرامش حاصل از پیروزی، پیشرفت علمی کشور با شتابی بی‌سابقه ادامه می‌یابد. دانشمندان و نخبگانی که گاه از ترور و تهدید به کناره‌گیری فکر می‌کردند، حالا با انگیزه‌ای مضاعف به فعالیت ادامه می‌دهند. دانشگاه‌ها رونق می‌گیرند، مراکز تحقیقاتی یکی پس از دیگری گشایش می‌یابند و جوانان ایرانی با افتخار در رشته‌های پیشرفته تحصیل می‌کنند. فرار مغزها متوقف می‌شود و وارونگی این پدیده شوم آغاز می‌گردد زیرا طرح‌های دشمن در زمینه تضعیف علمی کشور به شکست منتهی خواهد شد و بنابر فرمایشات امام شهید که فرمودند «علم‌زدائی از دانشگاه چگونه است؟ یكی از كارهای كوچكش همین ترور دانشمندان است؛ كه آخری‌اش همین دو سه تا دانشمند عزیز هسته‌ای ما بودند كه در این یك سال اخیر از دست ما گرفته شدند[2].» فرایند علم زدائی از کشور متوقف و معکوس خواهد شد.

امنیت حاصل از قدرت بازدارندگی، زمینه‌ساز پیشرفت‌های خیره‌کننده در حوزه‌های راهبردی خواهد شد. دانش هسته‌ایی ایران که تا دیروز هدف تحریم و تهدید بود، حالا در خدمت صلح و توسعه قرار می‌گیرد. فناوری فضایی ایران، ماهواره‌های پیشرفته‌ای را به فضا می‌فرستد و صنعت دفاعی، چنان قدرتی می‌یابد که هیچ دشمنی جرأت تجاوز دوباره را ندارد و جمهوری اسلامی ایران به باشگاه کشورهای پیشرفته فناوری جهان می‌پیوندد.

شکل‌گیری معادله تعامل با ایران به عنوان ابرقدرت اصلی و تغییرات اساسی مثبت در کشورهای حوزه مقاومت

پس از این جنگ، دیگر هیچ کشوری در جهان بدون در نظر گرفتن منافع و اراده ایران، در منطقه غرب آسیا تصمیم‌گیری نخواهد کرد. معادله تعامل با ایران به عنوان ابرقدرت اصلی منطقه در تمام پایتخت‌های جهان شکل می‌گیرد. سفرای کشورها برای دیدار با مقامات ایرانی صف می‌کشند و سازمان‌های بین‌المللی بدون حضور و نظر ایران، هیچ تصمیم مهمی نمی‌گیرند و جهان باید به خاورمیانه جدید سلام کند. همان خاورمیانه جدیدی که بنابر فرموده امام شهید انقلاب اسلامی « شكی نیست كه بر اساس حقایقی كه خدای متعال تقدیر كرده است، خاورمیانه‌ی جدید شكل خواهد گرفت این خاورمیانه، خاورمیانه‌ی اسلام خواهد بود[1].»

در این خاورمیانه جدید و نظم نوین جهانی نیز تحولاتی اتفاق خواهد افتاد که امام شهید انقلاب اسلامی آن را چنین دسته بندی می نمایند که «یک خطوط اساسی‌ای هست که مطمئنّاً این خطوط اساسی در این نظم جدید [جهانی] هست. خطّ اساسی اوّل عبارت است از انزوای آمریکا... ‌خطّ اساسی دوّم؛ انتقال قدرت سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و حتّی علمی، از غرب به آسیا‌.‌‌.. نقطه‌ی سوّم، [یعنی] آن خطّ اساسی سوّم: فکر ‌مقاومت و جبهه‌ی مقاومت در مقابل زورگویی گسترش خواهد یافت، که مبتکرش جمهوری اسلامی است‌.‌ ‌امروز در منطقه‌ی ما خیلی‌ها هستند که خودشان را ‌وابسته به جبهه‌ی مقاومت میدانند، اهل مقاومتند، معتقد به مقاومتند و مقاومت هم میکنند و در موارد بسیاری نتیجه هم میگیرند، مثل همین ‌نتیجه‌ای که لبنانی‌ها به برکت حزب‌الله در قضیّه‌ی تقسیم خطوط گازی گرفتند[2]‌.‌‌»

همچنین سوریه و لبنان و فلسطین آزاد که سال‌ها در خط مقدم مقاومت ایستاده‌اند، با پشتیبانی ایران تغییرات اساسی مثبتی در ساختارها و تشکیلات خود ایجاد می‌کنند. دولت‌های مردمی و مقاوم در این کشورها تقویت می‌شوند و بازسازی سریع زیرساخت‌های آسیب‌دیده از جنگ آغاز می‌گردد. محور مقاومت چنان قدرتی می‌یابد که معادلات منطقه را بدون حضور خود رقم نمی‌زند.

و رژیم صهیونیستی که تا دیروز خود را ابرقدرت منطقه می‌پنداشت، در تمام ابعاد وجودی تضعیف می‌شود. از نظر نظامی، اقتصاد و سیاسی، این رژیم با بحران‌های متعدد و بی‌سابقه‌ای مواجه می‌شود. مهاجرت معکوس از سرزمین‌های اشغالی آغاز می‌شود و اقتصاد وابسته به جنگ این رژیم فرو می‌پاشد. زمینه برای برچیده شدن کامل این غده سرطانی از منطقه و جهان فراهم می‌گردد و فلسطین عزیز به آغوش ملت خود بازمی‌گردد و پیروزی ایران، ملت‌های شیعی و آزادی‌خواه و عدالت‌طلب جهان را چنان شاد و امیدوار می‌کند که موجی از بیداری در سراسر جهان اسلام و فراتر از آن به راه می‌افتد. مستضعفان جهان که سال‌ها زیر بار ظلم مستکبران له شده‌اند، با الگوگیری از مقاومت ایران، به پا می‌خیزند و علیه ستمگران زمانه خود قیام می‌کنند.

این امر سبب بیداری اسلامی کشورهای اسلامی شده که سال‌ها دشمنان به دنبال خفه کردن آن بودند و با پیروزی ایران به صورت حقیقی در کشورهای منطقه ظهور می‌کند. حکومت‌های مردمی و همسو با انقلاب اسلامی، جای دست‌نشانده‌های غرب را می‌گیرند و ملت‌های مسلمان، سرنوشت خود را به دست خود رقم می‌زنند همانطور که امام شهید انقلاب فرمودند که «امروز بیداری اسلامی به معنی توجّه نخبگان و جوانان مسلمان به دارایی‌های معرفتی و معنوی خود، یک حقیقت انکار نشدنی است. امروز لیبرالیسم و کمونیسم که در صد سال پیش و پنجاه سال پیش برجسته‌ترین ارمغانهای تمدّن غرب شمرده میشد، بکلّی از جلوه

افتاده و عیوب درمان‌ناپذیر آنها آشکار شده است؛ نظام مبتنی بر آن یک، فروپاشید، و نظام مبتنی بر این دیگری هم درگیر بحرانهای عمیق و در شُرُف فروپاشی است[1].»

کوتاه شدن دست وهابیت تکفیری و گروه‌های تروریستی

با شکست دشمن آمریکایی – صهیونی و تضعیف حکومت‌های عربی حاشیه خلیج فارس، وهابیت تکفیری و سایر گروه‌های تروریستی که سال‌ها با حمایت غرب و صهیونیست‌ها در منطقه جنایت کرده‌اند، چنان تضعیف می‌شوند که عملاً امکان هرگونه قدرت‌یابی و بازسازی را برای همیشه از دست می‌دهند. خون هزاران شهید ترور پایمال نمی‌ماند و منطقه از لوث وجود این گروه‌های جنایتکار پاکسازی می‌شود. امنیت واقعی به خانه‌های مردم در سراسر خاورمیانه بازمی‌گردد و طبق فرموده امام شهید انقلاب «امروز امّت اسلامی نسبت به دوران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و دوران قبل از امام، پُرتحرّک‌تر، فعّال‌تر، آماده‌تر، سرزنده‌تر است، اگرچه همچنان نیاز به بیشتر کار کردن در این زمینه محسوس است[2].» 

پیامدهای شکست و سازش؛ تصویری هشداردهنده از آینده ناگوار احتمالی

تجزیه ایران و فروپاشی تمامیت ارضی

اگر در این نبرد سربلند نباشیم و تن به سازش دهیم، نقشه شوم تجزیه ایران که سال‌ها در اتاق‌های فکر صهیونیستی طراحی شده، عملی خواهد شد. همانطور که سال‌ها قبل امام شهید انقلاب اسلامی بیان داشتند که «امروز محافل انگلیسی می‌نشینند برای منطقه و برای ایران اسلامی تصمیم‌گیری میکنند؛ یکی از تصمیمهایشان تجزیه‌ی کشورهای منطقه است. این چیزی که عرض میکنم، تحلیل و حدس نیست؛ اینها اطّلاعات است[3].» و آن‌گاه که ایران تجزیه شد، برای سفری ساده از اهواز تا مشهد، ناچاریم ویزای چند کشور تازه‌تأسیس را بگیریم، از صدها ایست بازرسی عبور کنیم و مرزهای ساختگی را یکی پس از دیگری پشت سر بگذاریم. اگر زبانم لال، حرم مطهر امام رضا (ع) که قرن‌ها قبلهگاه دل‌های عاشق بوده، ممکن است در این آشوب‌ها تخریب شود و دیگر نتوانیم در صحن و سرای آن، اشک شوق بریزیم و تجزیه ایران، بزرگترین فاجعه و لکه ننگ تاریخ معاصر ایران است.

قحطی بزرگ و مرگ ده‌ها میلیون ایرانی

با شکست ایران در جنگ برابر محور جنایتکار آمریکایی- صهیونی، تاریخ تلخ قحطی بزرگ اواخر دوره قاجاریه تکرار خواهد شد؛ جایی که نزدیک به نیمی از جمعیت ایران بر اثر گرسنگی جان باختند. این بار اما نقشه دقیق‌تر است؛ برای سیر کردن گرسنگان آمریکایی در طرح «اسنپ»، ۴۰ میلیون ایرانی قربانی تأمین غذای ۴۲ میلیون گرسنه آمریکایی خواهند شد. سفره‌های خالی، کودکان لاغر و بیمار، مادرانی که اشک می‌ریزند و پدرانی که نمی‌توانند لقمه‌ای برای خانواده خود فراهم کنند، تصویری هولناک از آینده‌ای است که در صورت سازش زودهنگام و شکست در انتظار ماست. هنوز یادمان نرفته است که « مردم هر روز در ظرف مدّت کوتاهی، در ظرف یک ساعت یا دو ساعت فروشگاه‌ها را تخلیه کنند، حرص بزنند برای خرید بیشتر که بروند یخچالها و فریزرهای خانه‌ی خودشان را پُر کنند و دکّانها خالی بشود که قفسه‌های خالی را در تلویزیون‌های دنیا نشان دادند، و تلویزیون ما هم از آنها نقل کرد؛ یا کسانی برای چند دستمال توالت به جان هم بیفتند، یا کسانی برای خرید اسلحه صف بکشند، نشان داد که مردم صف کشیده‌اند بروند اسلحه بخرند، چون احساس خطر میکنند در این ایّام که باید اسلحه داشته باشند؛ یا برای بیمارها اولویّت قائل بشوند، بیمار پیر را معالجه نکنند؛ میگوید لزومی ندارد ما زحمت بکشیم و با این محدودیّت، بیمار پیر و از کارافتاده و دچار مشکلات اساسی را معالجه کنیم.[1].»

بیماران زیادی به علت کمبود دارو جان خود را از دست می‌دهند. داروهای کشور غارت و به اروپا و آمریکا قاچاق می‌شود. بیماران سرطانی، دیابتی، قلبی و کلیوی که برای ادامه حیات به دارو نیاز دارند، یکی پس از دیگری چشم از جهان فرو می‌بندند. دارو به سلاحی برای فشار بر ملت ایران تبدیل می‌شود. «اوّلی که کرونا آمد، اگر یادتان باشد، حتّی ماسک نداشتیم. امکانات برای اینکه مردم ماسک بزنند، به قدر کافی در اختیار کشور نبود؛ یا این مادّه‌های ضدّعفونی‌کننده در اختیار نبود. در داخل تلاش کردند، از لحاظ ماسک خودکفا شدیم. دیگران ماسک را [میدزدیدند] ... ماسک را یک کشور اروپایی از چین خریده بود، یک کشورِ اروپاییِ دیگر آمد سر راه گرفت و دزدید و برداشت برد[2]!» فقر مطلق، گرسنگی، قحطی و بیماری‌های واگیردار کشور را فرا می‌گیرد. نظام سلامت فرو می‌پاشد و مردم به ساده‌ترین امکانات درمانی دسترسی ندارند. بیمارستان‌ها بدون دارو و تجهیزات، نمی‌توانند به بیماران خدمت رسانی کنند. مرگ‌ومیر ناشی از گرسنگی و بیماری، جمعیت کشور را به شدت کاهش می‌دهد. « انگلیس یک روزی ثروتمندترین کشور اروپا بود. از کجا آورده بود؟ از هندوستان، از منطقه‌ی شرقیِ بعد از شبه‌قارّه‌ی هند،‌ از سرزمین‌های آمریکا آن وقتی که در اشغال انگلیس‌ها بود. ثروت با غارت منافع دیگران به دست آمده. فرانسه کشور ثروتمندی شد، توانست کارهای علمی بکند؛ [ثروتش را] از کجا به دست آورده بود؟ از الجزائر، از مراکش، از تونس، از مناطق فرانسوی‌نشین آفریقا یا آمریکای لاتین؛ بقیّه هم همین‌جور. بنای کار اینها بر استثمار بوده؛ چون کشتیرانی بلد بودند، کنار دریا بودند، میتوانستند به اینجا و آنجا بروند، اوّل با حیله و فریب، بعد هم که تفنگ به دست آوردند، با تفنگ توانستند منافع ملّتها را بزور از حلقشان بیرون بکشند. خب پیداست که این دولتها، این قدرتها، این رژیم‌ها با یک نظامی که اساسش بر عدم ظلم به ملّتها و عدم دخالت در کار ملّتها است، با این مخالفند؛ این[جور] است دیگر[3].»

البته برای اثبات این پیامد نیازی نیست به یک قرن قبل و فاجعه قحطی بزرگ در زمان قاجاریه برویم بلکه حوادث امروز جنگ اوکراین جلوی چشم ماست که امام شهید انقلاب فرموند «امروز هم اینها حاضرند یک ملّتی مثل ملّت بیچاره‌ی بی‌پناه اوکراین را بیندازند جلو، برای اینکه جیب ‌کمپانی‌های اسلحه‌سازی آمریکا پُر بشود؛ قضیّه این است دیگر؛ قضیّه‌ی اوکراین اصلاً این است: او بجنگند، او کشته بشود، برای اینکه سلاح فروش برود، ‌برای اینکه اروپایی‌ها مجبور بشوند سلاح بخرند، سلاح بسازند، سلاح بدهند و جیب کمپانی‌های سلاح پُر بشود‌[1].»

ابرتورم و فروپاشی اقتصادی و قطعی گسترده برق و گاز

قحطی و احتکار گسترده که دشمن با همکاری عوامل داخلی خود مدیریت خواهد کرد، کشور را به طور قطع و یقین دچار ابرتورم می‌کند. در حالی که در حالت مقاومت، به دلیل کنترل منابع و درآمدهای سرشار نفتی، هیچ امکانی برای بروز این بحران وجود ندارد، در سناریوی شکست و تسلیم، ارزش پول ملی به نزدیک صفر می‌رسد و پس‌انداز یک عمر مردم نابود می‌شود. یک قرص نان به قیمت میلیون‌ها تومان فروخته می‌شود و مردم برای تهیه ساده‌ترین مایحتاج خود، مجبور به فروش خانه و زندگی خود می‌شوند.

با شکست در این جنگ، وابستگی جدی و مرگباری به کالاهای اساسی پیدا خواهیم کرد. دشمن با ابزار گرسنگی، اراده ملت ایران را به تسلیم وادار می‌کند و هر لحظه که بخواهد، سفره مردم را جمع می‌کند. هر تصمیم سیاسی ما باید با اجازه و امضای آنان باشد وگرنه با قطع یکباره مواد غذایی، میلیون‌ها انسان به کام مرگ فرو می‌روند. این وابستگی، استقلال سیاسی را نیز برای همیشه نابود می‌کند.

همانطور که در تاریخ ایران اتفاق افتاده و امام شهیدمان تبیین نمودند که «واقعاً مسأله‌ی نفت، یکی از مسائل فوق‌العاده تلخِ ملتِ ایران است که هنوز درست باز نشده است. انگلیسیها در زمان قاجاریه به ایران آمدند و با رجال خائن آن روز، برای بردن نفت مملکت قراردادی شصت ساله بستند! (ظاهراً قرارداد دارسیِ اوّل، یک قرارداد شصت ساله بود.) قرارداد شصت ساله بسته شد تا انگلیس بیاید و نفتی را که آن روز مثل آب خوردن به آن نیاز داشت، ببرد. واقعاً برای انگلیس، نفت ارزشمندترین کالا محسوب می‌شد؛ چون به کارهای استعماری مشغول بود و سرزمینها را می‌گرفت؛ لذا و به پول احتیاج داشت. پول هم با فعالیت کارخانه‌ها به دست می‌آمد و کارخانه‌ها نیز با نفت می‌گشت. انگلیس به ایران آمد و نفت گرانقیمت و ارزشمندِ این مملکت را به قیمتی ارزانتر از آب برمی‌داشت و می‌برد! اگر می‌خواستند به جای نفت در بشکه‌ها آب بریزند و ببرند، شاید برایشان گرانتر تمام می‌شد[2]!»

با غارت منابع نفت و گاز کشور توسط دشمن و عوامل داخلی آنان، قطعی گسترده برق در تابستان و گاز در زمستان گریبانگیر مردم می‌شود. در تابستان، گرما جان می‌گیرد و کودکان و سالمندان یکی پس از دیگری قربانی می‌شوند. در زمستان، سرما خانه‌ها را به یخچال‌هایی مرگبار تبدیل می‌کند. صنعت کشور فلج می‌شود، کارخانه‌ها تعطیل می‌گردند و زندگی روزمره مردم به جهنمی تمام‌عیار بدل می‌شود.

ترور دانشمندان و فرار نخبگان

«این چالشی که بیست سال است ما با دشمنانمان بر سر قضیّه‌ی هسته‌ای داریم، دائماً دانشمندان ما تهدید شدند، دانشمندان ما ترور شدند؛ بعضی‌ها ترور شدند، ‌بعضی‌ها تهدید به ترور شدند، در عین حال این پیشرفتها حاصل شده. پس ما از لحاظ منابع انسانی فوق‌العاده‌ایم[3].» هزاران دانشمند و نخبه ما که سرمایه‌های اصلی این کشور هستند، یکی پس از دیگری ترور می‌شوند یا مجبور به مهاجرت می‌گردند. «توانمندی علمی ما مورد آماج دشمنی‌ها است ؛ حتّی به ترور دانشمندان ما هم دست زدند، برنامه‌ریزی کردند؛ حتّی از ابزارهای خباثت‌آمیزی که در همه‌ی ‌دنیا ممنوع است، برای متوقّف کردن حرکت علمی ما استفاده کردند[1].»

 نخبگان جوان از ترس جان، وارد رشته‌های مهم و راهبردی دانشگاهی مانند فیزیک هسته‌ای، هوافضا و نانوتکنولوژی نمی‌شوند. «حرکت نهضت علمی دشمن دارد؛ دشمنش کیست؟ حالا بعضی خواهند گفت تا فلانی میگوید دشمن، مقصودش آمریکا و صهیونیست‌ها و مانند اینها است و توهّم توطئه [دارد]؛ نه، توهّم توطئه نیست، شناخت توطئه و دیدن توطئه است[2].»

ترور و سرنگونی مسئولان و فرماندهان و هرج و مرج سیاسی و ناامنی اقتصادی

هر مسئول، رهبر و فرماندهی که با هر سلیقه سیاسی، خلاف میل دشمن باشد، ترور و سرنگون می‌شود. دشمن با حذف فیزیکی نخبگان و مدیران کارآمد، کشور را بدون رهبر و مدیر رها می‌کند. هر کس جرأت مخالفت داشته باشد، در لیست ترور قرار می‌گیرد و هرج و مرج فراگیر می‌شود. نظم و قانون جای خود را به آشوب و بی‌قانونی می‌دهد.

بی‌ثباتی سیاسی سبب ناامنی اقتصادی و خروج سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی خواهد شد. کارخانه‌ها تعطیل می‌شوند، واحدهای تولیدی ورشکسته می‌گردند و سرمایه‌ها به خارج از کشور فرار می‌کنند. بانک‌ها با بحران مواجه می‌شوند، بورس سقوط می‌کند و چرخ اقتصاد برای همیشه از حرکت می‌ایستد. هیچ سرمایه‌گذاری در چنین فضایی حاضر به فعالیت نیست. همانطور که امام شهیدمان رفتار وحشیانه این ها را توصیف فرمودند که «امروز بى‌‌اعتناترین سیاستمداران دنیا به حقوق بشر، همین‌‌هایى هستند که مدیریت این چند کشور را برعهده دارند؛ مطلقاً اعتقاد به بشر و حقوق بشر و انسان و انسانیت ندارند؛ رفتار آنها در غزه و امثال این حوادث، این را دارد اثبات میکند. اینها هیچ اعتقادى ندارند: نه به حقوق بشر اعتقاد دارند، نه به حرمت انسان و کرامت انسان اعتقاد دارند، نه به رأى ملتها اعتقاد دارند؛ به هیچ چیز اعتقاد ندارند. تنها چیزى که اینها قبول دارند، عبارت است از پول و زور؛ هیچ منطق دیگرى وجود ندارد[3].»

اشغال کشور توسط بیگانگان و بمباران دائمی زیرساخت‌ها و قتل‌عام غیرنظامیان

«عراق یك كشور سی‌میلیونیِ مستقل در یك منطقه‌ی حسّاس است؛ اما این‌ها بی‌اعتنا به آراء و خواست مردم آمده‌اند یك حاكم امریكایی در عراق گذاشته‌اند. این‌ها كسانی هستند كه صدها نفر از مردم افغانستان و عراق را به صِرف سوءظن و تهمت یكجا به قتل رساندند و حتّی عذرخواهی هم نكردند! در افغانستان كاروان مردم را كه برای عروسی می‌رفتند، زدند و كشتند، بعد گفتند اشتباه شده؛ لازم هم ندانستند عذرخواهی كنند! در عراق هر روز با مردم درگیر می‌شوند و خانه‌ها و محیط امن زندگی مردم را لگدكوب می‌كنند؛ اما عذرخواهی هم نمی‌كنند[1]!» آسمان ایران در اختیار کشورهای خارجی قرار می‌گیرد. پهپادها و هواپیماهای دشمن بدون هیچ مانعی در آسمان شهرهای ما به پرواز درمی‌آیند و امنیت روانی جامعه را نشانه می‌روند. مردم با شنیدن صدای جنگنده‌های بیگانه، وحشت‌زده به خانه‌های خود پناه می‌برند و هیچ قدرتی برای دفاع از آسمان کشور وجود ندارد.

زیرساخت‌های کشور به طور دائم و به بهانه‌های مختلف بمباران می‌شود. بیمارستان‌ها، مدارس، کارخانه‌ها و منازل مسکونی هدف قرار می‌گیرند و هزاران غیرنظامی بی‌گناه قتل‌عام می‌شوند. فاجعه انسانی بی‌سابقه‌ای رخ می‌دهد و جنایت‌های جنگی در برابر چشمان جهان انجام می‌شود، بدون آنکه صدایی در اعتراض بلند شود. «امروز بزرگترین ضربه‌ای كه به اعتبار لیبرال دمكراسی رایج در دنیای غرب وارد می‌شود، این دنیای آغشته از كشته و خون و جسد و ظلم است كه براساس لیبرال دمكراسی در دنیا به وجود آمده است[2].»

جنگ خارجی و ناامنی داخلی به طور مستمر و دائمی بر کشور سایه می‌افکند. هیچ روز آرامی در انتظار ملت نیست و ایران به صحنه دائمی درگیری و خونریزی تبدیل می‌شود. هر روز خبری از یک حمله، یک بمباران، یک ترور و یک جنایت به گوش می‌رسد و مردم در وحشت و اضطراب دائمی زندگی می‌کنند.

امام شهیدمان اینگونه وصف می نمایند که « دشمن وقتی احساس کند شما ضعیفید، تشویق میشود به حمله؛ وقتی احساس کند شما نیرومند هستید، اگر قصد حمله هم ‌داشته باشد، مجبور میشود تجدید نظر کند[3].»

جولانگاه گروه‌های تروریستی

تمام استان‌های کشور جولانگاه گروه‌های تروریستی تا دندان مسلح می‌شود. داعش، القاعده و سایر گروه‌های تکفیری در اقصی نقاط ایران به جنایت‌آفرینی مشغول می‌شوند و امنیت مردم را سلب می‌کنند. زنان و کودکان بی‌گناه قربانی این وحشیان می‌شوند و هیچ قدرتی برای مقابله با آنان وجود ندارد. ایران به سوریه و عراق دیگری تبدیل می‌شود، با این تفاوت که این بار نوبت خود ماست. «جریان‌سازى‌هایى از قبیل همین جریان القاعده و داعش و مانند اینها. حالا اینها ادعا میکنند که اینها با ما مربوط نیست؛ اما همه میدانند. شبهه‌اى وجود ندارد که راه انداختن این جریانها و ساختن این جریانها، به‌دست همین قدرتهاى غربى و عوامل منطقه‌اى آنها [است]. حالا ممکن است یک مواردى خودشان مستقیم وارد نشوند و دیگران [وارد شوند]. البته مستقیم هم وارد شدند؛ در همان قضیه‌ى طالبان من فراموش نمیکنم در مجلات آمریکایى، جورى از طالبان حرف میزدند که به‌نحوى ترویج آنها بود؛ [البته] صریحاً ترویج نمیکردند اما کیفیت کار تبلیغاتى، ترویج طالبان بود آن اوایلى که اینها سرِکار آمده بودند[4].»

نتیجه‌گیری

آنچه در این یادداشت مرور کردیم، تصویری روشن از دو مسیر پیش روی ملت ایران بود. مسیر نخست، راه مقاومت و پیروزی است که هر چند در کوتاه‌مدت سختی‌هایی به همراه دارد، اما در نهایت ایران را به ابرقدرت بلامنازع منطقه تبدیل می‌کند، اقتصاد کشور را برای نیم‌قرن بیمه می‌نماید، ملت‌های مسلمان را بیدار می‌سازد و غده سرطانی صهیونیسم را برای همیشه از بین می‌برد. در این مسیر، سفره مردم پربرکت‌تر می‌شود، دانشمندان با افتخار به فعالیت ادامه می‌دهند و پرچم ایران در تمام معادلات جهانی برافراشته می‌ماند.

در مقابل، مسیر دوم راه شکست و سازش است که تجزیه ایران، قحطی بزرگ، مرگ ده‌ها میلیون ایرانی، نابودی زیرساخت‌ها، فرار نخبگان، استمرار جنگ و ناامنی، و در نهایت نابودی کامل دستاوردهای انقلاب اسلامی را به همراه دارد. این مسیر نه تنها عزت و استقلال ما را می‌گیرد، بلکه آینده فرزندانمان را نیز برای همیشه تباه می‌کند. تاریخ به ما آموخته است که هرگاه ملت ایران متحد بوده و مقاومت کرده، پیروز شده و هرگاه دچار تفرقه و سازش شده، ضربه‌های جبران‌ناپذیری خورده است.

تجربه ۴7 ساله انقلاب اسلامی نشان می‌دهد که مقاومت، تنها زبان قابل فهم برای دشمنان است. آنها وقتی از شکستن اراده ملت ایران ناامید می‌شوند، به میز مذاکره می‌آیند و حقوق ملت ما را به رسمیت می‌شناسند. امروز نیز انتخاب با ماست؛ راهی که می‌رویم و آینده‌ای که برای خود و فرزندانمان رقم می‌زنیم. بی‌تردید ملت بزرگ ایران با تکیه بر ایمان راسخ، اتحاد کلمه و رهبری حکیمانه خود، بار دیگر دشمنان را ناکام خواهد گذاشت و برگ زرین دیگری بر افتخارات خود خواهد افزود. «هر ملّتی با آگاهی، با هوشیاری، با بیدار ماندن و به خواب نرفتن، میتواند به اهداف والای خود دست پیدا كند[1].» وعده الهی حق است که «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرکُم وَ یُثَبِّت أَقدامَکُم»؛ اگر خدا را یاری کنید، خدا شما را یاری می‌کند و گام‌هایتان را استوار می‌سازد. «علی‌رغم رجزخوانی‌هایی که استکبار میکند و تلاش فراوانی که از لحاظ مالی و نظامی و سیاسی و امنیّتی، استکبار و همراهان استکبار و دنباله‌های استکبار انجام میدهند، در این منطقه و در کلّ دنیای اسلام، آینده قطعاً متعلّق به اسلام است؛ روزبه‌روز ان‌شاءالله عزّت اسلام بیشتر خواهد شد، قدرت اسلام بیشتر خواهد شد. البتّه لازم است مجاهدت بشود و انسانهای مجاهد، مردان و زنان مجاهد، جوانان مجاهد در همه‌ی دنیای اسلام، بحمدالله زیادند، قدر آنها را باید بدانیم، شعارهایمان را، حرکتهایمان را، کلماتمان را، فعّالیّتهایمان را باید در این جهت قرار بدهیم و یقیناً خدای متعال کمک خواهد کرد[2].»

 ۱۳۹۲/۰۸/۱۲ بیانات در دیدار دانش‌آموزان و دانشجویان

 ۱۳۹۴/۰۵/۲۶ بیانات در دیدار اعضای مجمع جهانی اهل بیت علیهم‌السلام و اتحادیه‌ی رادیو و تلویزیون‌های اسلامی

نویسنده:
سید امیرحسین حسینی؛ مدرس دانشگاه و پژوهشگر اندیشکده قصد